.
یه هفته شب زندهداری و قمیشی و مهرداد و آرش و اون خانوم بده و ونجلیز و چایی و بیسکوییت ! دمی از پای ننشستم من امشب
ارائه کردیم رفت پی کارش. خیلی راحت و مسلط میخکوب شدن. دُکی هم که طبق معمول فوقالعادهس.
بعدشم مثل میت افتادم و خسبیدم. آنچنان که تو گویی به اصحاب کهف فرو رفتهام !!!
.
اتفاقا دقیقا منظورم از مردان، آقایون بودن.
دقیقا.
تازهشم من مثال نقض برای حرفم دارم !
.
دیشب SM زد.
- علی الان یه نفر خیلی ناراحته، زود بگو باید چی کار کنم؟
> آخه چه جور ناراحتیای؟
- شکست خورده، بدجور.
> ایشالا تو بازی برگشت جبران میکنه!
- دیوانه، شکست عشقی خورده.
> آدرس یه برج بلند رو بهت میدم یادداشت کن.
- بیشور !!
یه ربع بعد بهش گفتم هیچ غلطی نکن تا زنگت بزنم. گفت «خیلی مقاوم بود. تا حالا اینجوری ندیده بودمش. وسط کلاس زد بیرون و رو پله نشست و گریه کرد. زیاد به پر و پاش نپیچیدم که احساس نکنه کنهام. حالا میگی چه جوری، کجا، اصلا چی کار کنم؟»
گفتم « اینجاها دیگه هیچ الگویی نیست که قواعد توی اون چارچوب حتی به زور چپونده بشه. الان دقیقا گوش کن ببین چی میگم؛ ... »
گوش کرد.
« علی ! خیلی عجیب بود. شاید از هر کی دیگه پرسیده بودم حرفای تابلو میزد »
« قبل خدافظی، ببینم وحید بود؟»
«آره خودشه. تو از کجا میشناسی؟؟ »
« خداحافظ»
عزیز دل. من تو روهم میشناسم.
.
در بند کدامی؟ امل یا عمل؟
گفتا که چونی آنجا ؟ گفتم در استقامت
.
فردا کوتاهترین روز ساله. شب یلداتون مبارک.
چرکنویس غزلهای حافظ با طعم گس خرمالو.
یادش به خیر مسابقه میذاشتیم هستههای خرمالوی کی بیشتره.
غزلهای خط خطی شده من بیشتره.
خیلی کم فال میگیرم. دلیلش مهم نیست. اما شبای یلدا کمی متفاوته. هرکی خواست تو نظرات برام بنویسه که آیا دلش میخواد امروز برای نیتی که کرده، یه غزل هم من براش بخونم؟
من که دلم میخواد. یه امشب. یلدا.
زان سفر دراز خود عزم وطن نمیکند
.
رفتم در گوشش یه چیزی گفتم، برآشفت و نعرهای زد و بخفت !
.
پشت اُرُسی ِ رو به ایوون.
.
اینم مال شما. به اضافه آب پرتغال. اینم کودکی . دیگه چی میخواین؟
پینوشت : کلیه افراد این پست حقیقی و حقوقی هستند !


