تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- حالا از ما که گذشت
بعد از این اگه شبی نصف شبی
به کسونی مثل ما قلندر و مست و خراب
تو کوچه برخوردی
اون چشارو هم بذار
لا اقلن دیگه این ریختی بهش نیگا نکن

من حال می کنم با این طرز حرف زدن. اگه تا حالا «شهر قصه» رو نشنیدین، خیلی بیجا کردین !
[1] ، [2] ، [3] ، [4]

- هر کی از مادرش قهر می‌کنه میاد کلیپ درست می‌کنه. اون روز دیدم یکی کنار دریا نشسته بود رو یه تیکه سنگ و با سوز و گداز می‌خوند : « تو این کویر غربت» !!!!!   نه من چی بگم؟ چی کار کنم؟ بذار برم خفه‌ش کنم بیام.  الان میام. جون حاجی بذار برم. ذله‌م کردین !

- به یک دستاورد فوق العاده مهم رسیدم. بنابراین کیفولم، الکی هم که شده باید پست بزنم. می‌دونم شمام منتظرین. هی میاین سر می‌زنین و سر از پا نمی‌شناسین. الان که دیدین یه پست جدید زدم کلی خوشحال شدین و بابتش خدا رو شکر کردین !! من متعلق به همه شمام. دوستان، گرامیان، ........  ایــ ...... شکا..... رفســ ..... نیبچـ ..... ژژژژژژژژ ............
چی میکروفون قطع شده؟ صدا نمیاد؟ (فوت فوت) یک دو سه چهار یک یک

- When you are in danger, don't try to be in brave, just run away !

- همین الان دو تا نفس عمیق بکشین. آخیش. به به. هوای دود گرفته، منوکسید کرباس ! دی اکسید بنزین، اورانیوم فقیر شده !

- مامان جان دست نزن. دِهه می‌گم دست نزن بچه. اون جیزه، اوخه، لولو ه، عنکبوته، اژدهای شیش سره، می‌خورتت، گازت می‌گیره، آتیشه، فلفل قرمزه، سیاهچاله، دیوه، دندوناش تیزه، ازش خون می‌چکه، هیولاس، اصلا باباته !

- ۱۳۰ ــ ۳۰ بعدش فرود. اما یه کمی متفاوت. مثلا رو سر من، یا اون. خیلی خوب بزن اون یکی کانال. «ما را هم شریک بدانید» . خدا رو شکر. همه شریک هستن. نگران بودم که بعضی‌ها شریک نباشند. شراکت  !  پس من چی؟ من هم باید شریک باشم. خوب من هم می‌شوم شریک جرم !
می‌زنم فریاد
هرچه باداباد

- شبهای تهران زیباست، زیباست
زیباترین شبهای دنیاست.

- اگر چیزی ازتان بخوام رومو زمین نمی‌اندازید؟  
goodj  می‌دونستم. می‌گم حالا.

- اجرای برنامه کامپیوتریمو در گام اول برای یک حالت با دیتای مشابه از 47 دقیقه به نود و سه ثانیه رسوندم ! این یعنی اِند ! یعنی ایول، یعنی نوبل ! خداییش خیلی حال کردم. امشب باید از خجالت خودم در بیام. یه پیتزایی، سگ داغی، ساندویچ هایدایی، کوفتی زهرماری آشغالی بالاخره یه چیزی می‌گیرم!

- ایران هم که بعله. خوشحالمون کرد ! افتاد تو گروه هلو. ببین حالا چی می‌شه. داشته باش کی گفتم. ایران تو بازی آخر که با آنگولاست به یه مساوی احتیاج داره تا صعود کنه، همه دارن آماده می‌شن که بعد بازی بیان تو خیابونا برقصن و ادا و اطوار موزون از خودشون دربیارن. آخه بیچاره‌ها کمرشون شدیدا تو محدودیته و اجازه فعالیت بی‌بهانه تو ملا عام نداره. مام دلمونو صابون زدیم (چیه خوب؟ چرا اینجوری نیگام می‌کنی؟ جوونم دیگه! مگه ما دل نداریم !!! )
تا دقیقه نود و سه، ایران دو هیچ عقبه،جواد خیابانی گلوشو پاره می‌کنه که « اگه صعود هم نکنیم هیچی از ارزشهای بر و بچه های ما کم نمی‌شه و غیرت و حمیت جوانان ما ...» (شیـن بیـم بـا !!)
بعد یکی از بازیکن‌های مدافعمون توپ به یه جاییش گیر می‌کنه شانسی می‌ره تو گل. فریاد و جیغ. همچین مثل دیوونه‌ها می‌دوه و دور استادیومو استاد می‌کنه (حالا خوبه یه گل دیگه هم لازم داریما). همه تو استرس، تیم ملی همه‌شون می‌دون دنبال توپ که تو دروازه‌س بیارن بکارن وسط زمین که زود بازی شروع شه. تابلو ورزشگاه ۲-۱ نشون می‌ده. دل تو دل هیشکی نیس. جواد می‌گه «ما می‌تونیم، بچه‌های ما در همه صحنه‌ها نشون دادن که می‌تونن. در مقابل اون کشور تور پاره‌کن استرالیا ! این بچه‌ها حتی در انتخابات هم همگی باهم شرکت کردن ....»
داور سوت می‌زنه، حرف تو دهن جواد می‌ماسه. حال همه گرفته می‌شه. منم کیف می‌کنم !
بعدش مزدک میرزایی می‌گه از الان باید به فکر جام جهانی بعدی باشیم. وقت کافی داریم. چهار سال کم نیست. باید از پایه برنامه ریزی درستی بکنیم. مایلی کهن هم با ریشش ور می‌ره!

خوب تا ببینیم دایی چی اراده کنه ! ایشالا جام جهانی بعدی ریش سفید میدون می‌شه.


پی‌نوشت : جرات دارین حتی با یکی از بندهایی که گفتم مخالفت کنین !
 

نامبرده ،ا 14:30 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....