چهارشنبه 16 آذر1384
نه اسیر رویاها میشوم، نه به شب چیزی میگویم و نه به باد. مثل: دیار؛ مبتلا؛ یه دیواره که پشتش هیچی نداره؛ یا یه گیتار که به دیوار تکیه داره؛ یا حتی سالهایی که روزامو میشماره.
زیاد به قانون اعداد آشنا نیستم. هرچه باشند متناهیاند. مثل اعداد زوج. حتی اعداد گنگ هم متناهیاند. اما گاهی از روی بیکاری روزهایم را یک به یک میشمارم.
من به آغاز زمین نزدیکم



