تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- جنتلمن، جنتل اون، اصلا جنتل خودت. به من چه!

 

- پشت در یه جایی، یه کاغذ چسبونده بودن که نوشته بود « نیم ساعت دیگه برمی­گردم»  !!

گرفتین عمق فاجعه رو؟

 

- می­گه تو رو روی هوا می­زنن !

گفتم مگه من مگسم ؟؟؟!

 

- پرسید برای چی؟ 
جواب دادم: برای آخرین بار !
می­گه گاگول جان اون «برای» که من می­گم فرق داره. باید پشت سر برای، دلیل بیاری!

نمی­دونست من اون کلمه رو همیشه بدون دلیل به کار می­برم. مثلا وقتایی که می­گم برای تو ؛ یا مثلا برای خودم. برای خود خودم. یا مثلا برایـت متاسفم و دیگه دو قرون هم ...

 

- دوشینه به من این همه دشنام که دادی          پاداش دعاییست که بر جان تو کردم

فی­البداهه اومد به ذهنم. مثل این شعرهایی که پشت کامیونا می­نویسن.

شهر تهران گر بسوزد از حرارت عیب نیست        چون که از هرگوشه­اش صد آفتاب آید برون

 

- لبو !

 همچین دهنم آب میفته که نگو. یادش به خیر. شبا راهمو کج می­کردم که از جلوی اون لبویی رد نشم. به محض اینکه چشم میفتاد، بی­برو برگرد باید می­خریدم. تازه همونجا حال می­ده­ها جلوی اون گاریه (چهارچرخه، ارابه، چیه، همون) واستی و تو اون بشقابای کر و کثیف که هر بار برای تمیز شدن فرو می ره تو ظرف آب (که رنگ آبش قرمز شده !!)، با چنگال بخوری و آب تهشو همچین بی کلاسی هورررتتتتت بکشی. وایــیــیــی. به­به. ملچ مولوچ.  آخه تو اون تاریکی هیکشی آدمو نمی­بینه و نمی­شناسه. اون بخار لبوها هم که دیگه نگو، آخر خاطره­س. تازه اگه از مامانم نمی­ترسیدم بعدشم با آستینم دهنمو پاک می­کردم!

خداییش خیلی آدم ضعیف­النفسی­ام. خودم اعتراف می­کنم. اصلا تو بگو یه ذره من بتونم جلوی لبو مقاومت کنم، نُچ .

خدایا خودت صبر و مقاومت منو زیاد کن.

 

چیه خوشت اومد؟ چرا خجالت می­کشی بگی خودتم این­طوری هستی؟ خجالت بکشی صورتت گل می­ندازه­ها. می­شی عین لبو !!!  چی؟ لبو ؟

 

لبو از معشوقهای من می باشد

 

پی­نوشت نیست :

گر خاک می­خواهی مرا یکباره خاکستر شوم       ور بحر می­خواهی مرا این دیده را دریا کنم

 

 

نامبرده ،ا 14:0 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....