هفت شهر عشق را عطار گشت ما هنوز اندر خم یک کوچهایم
نه اسمش را میتوانم بر زبان آورم، نه کمالات و دیدهها و خواندههایم را یارای گفتن دارم. من کیم که چیزی بگویم. اصلا کسی نیست به من بگوید تو را چه به این حرفها که بخواهی درباره چنان انسانی سخنی بگویی؛ حالا تعریف و تمجیدت را کاری ندارم، حتی همین که بگویی من هم او را دوست دارم، تو اصلا که باشی که این را بگویی.
لب باز نمیکنم،
فقط، به نیت همان پیرزن خریدار یوسف، بگذار نام من هم در زمره مریدانت باشد.
میگویم و میروم.
خدایش رحمت کند؛
علامه دهر محمد تقی جعفری


