تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


از این حرکات خوشم میاد :

 

۱- انگشت سبابه­ام را بالای کلاه و دو انگشت شست و وسطی­ام را کنار کلاهم بگذارم، کمی آنرا بالا بیاورم و بگویم "شب عالی به خیر" بعد نگاهی به ساعت جیبی داخل جلیقه­ام بیندازم  و هنرمندانه روی پاشنه یک پا و پنجه پای دیگر بچرخم. عصای چوبی کنده­کاری شده­ام را روی سنگفرش بزنم و آرام قدم بردارم تا به کالسکه­ای که در مه برای من ایستاده برسم. آخر سر هم وقتی داخل کالسکه نشستم، در حالی که دارم پـُک اول را به پیپ می­زنم، بگویم "راه بیفت"

 

۲-  انگشتم را توی دهان بچه چهار پنج ماهه­ای که هنوز دندان درنیاورده ولی دارد درمی­آورد و لثه­اش می­خارد، بکنم !  البته به دور از چشم مادرش.

 

۳- دستم را روی یکی از پره­های کرکره افقی گذارم و به سمت پایین خمش کنم تا صدای تق شکسته شدن چند تای آنها به گوش برسد. بعد، از آن جا چشمانم را تیز کنم و بیرون را نگاه کنم.

 


البته از حرکات محیرالعقول دیگری هم لذت می­برم ولی کمی مازوخیستی تشریف دارند

 

- مثلا هوا را ته پلاستیک گیر بیندازم و پلاستیک را شونصد دور بچرخانم تا بادکنک کوچکی درست شود. بعد یهو محکم بکوبم تو کله جلوییم و همه شاد شویم و بخندیم !

 

- وقتی کسی با دقت سریال یا فیلمی نگاه می­کند و غرق آن شده­است و احساس همدردی زاید الوصفی (!) با هنرپیشه ها دارد، تمام حق را به نقشهای منفی فیلم بدهم و با خونسردی و منطق از آنها دفاع کنم !
همچنین است در آوردن صداهای وحشتناک و زجرآور در جاهای حساس و ترسناک فیلم. (به صورت ناگهانی، یا به صورت پشت صحنه فیلم. یوهاهاها !)

 

و هزاران چیز دیگه. اما حوصله ندارم فردا مامانتون دستتونو بگیره بیاد سراغم که اینا چیه به بچه­م یاد دادی ! و الا به همین مقداری که تا حالا وبلاگ نوشتم، دارم براتون !

نامبرده ،ا 17:0 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....