تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- "inam mishe oonam mishe, vali in az oon mishe ! "
- " namana? najoorsang? chi az khodet dar vakoni?"
- " khastam ye kam halo havaye vataneto barat taze konam"
- " akhe chi behet begam?  man halam khoobe, mesle inke to ham keyfet kooke"

دیگه هیچ SM ای نزدم. آره. کوکه. دیشب تو موقعیت بدی بودی. حتی رعایت حضور من هم نشد و جلوی من نیم ساعت تموم بدترین لحن صحبت رو شنیدی. هیچ راه دررویی نداشتم. نمی‌تونستم از محیط خارج بشم. غرورت باز هم زیر پا گذاشته شد اما تو هنوز برای من مَردی. من داداش بزرگت. قبول؟ کیفم هم کوک. برا شما کوک. اختصاصی. اوکی؟


گاهی افراد لاابالی می‌بینم که وقیحانه در مورد رمضان، روزه خواری، اصول دینی و ... حرف می‌زنند و دور گرفتن و چند نفری هم به‌به و چه‌چه‌شون می‌کنند و به گمان خودشون خیلی هم در این دنیای امروزی فلسفی حرف می‌زنند و تئوری های زندگی و عشق و غم می‌دن و ... ولی توی دنیای خودشون سالهاست گم شدن و مردن.آدمای همیشه طلبکار از همه موجودات و همیشه شاکی. هر غلطی بگی سر بقیه در آرودن و جالب اینه که خودشونو مظلوم می دونن که دنیا خیلی باهاشون بد کرده.
.اینها مثل اون زر ورقهایی می‌مونند که تو جشن تولدها برای تزیین می‌زنن، همه لذت می‌برن کیف می‌کنن اما همین که مراسم تموم شد، مچاله می‌شن و می‌رن توی سطل آشغال. کنار پوست خربزه و تفاله چای؛ و تموم می‌شه و هیشکی حتی یادشون هم نمی‌افته. اینها برای لذات چند ساعته آدمای دیگه خلق شدن. کار از عاطل و باطل بودن به اینجا می‌کشه. از پوچی‌هایی که به زور ازش فرار می‌کنن. آره جانم. شمام چند روز نوبتتونه. بعدش دورتون تموم می‌شه هارتو پورتتون می‌خوابه و می‌بینید نه ادمی دور و برتونه نه افکار امیدوارکننده زندگی و نه محیط و اجتماع. اونوقته که یهو دنیای اطرافتون خاکستری و کدر می‌شه. یهو می‌بینید تنهای تنهایید. چون حتی آدمایی که از کنارتون رد می‌شن شما رو نمی‌بینن. تنه می‌زنن و راهشونو ادامه میدن. همه اینا موقتیه. هیچ وقت نمی تونین لذات دائم رو تجربه کنین چون تمام لحظه های عمرتون ازش فرار کردین.

نمی‌خوام خودمو مبرّا کنم اما لااقل دارم همچین مواردی می‌بینم. خدا همیشه کمکم باشه.
می‌گن فیلمهای سینمایی پنج دقیقه‌ای هستن. یعنی روی تک تک دیالوگها و صحنه‌ها و... فیلم باید اونقدر کار شده باشه که هر پنج دقیقه‌ای رو از فیلم ببری و مجزا برای یکی نشون بدی، طرف جذب بشه. اینو خواستم بگم که هر پنج خطی از نوشته‌های متوالی این طور افراد خونده بشه، به روان‌پریشی اونا می‌شه پی برد. باعث اکثر عوامل دخیل خودشون هست. متاسفانه نمی خوام مستند صحبت کنم و الا یه جمله معروف از این طور آدما در توصیف خودشون اینجا می ذاشتم که ببینین حتی در مورد خودشون چه نظری دارن.
بهترین توصیفو یک بار یه نفر نوشت. گفت «توی آتیش نشستی داری هی داد می‌زنی سوختم سوختم. خوب بیا بیرون.»

- Log : an official written record of sth, written over a period of time.


- یه کم پراکنده حرف می‌زنم. طبق عادت. برای اینکه چیزی از قلم نیفته. آخه بخوام طبقه بندی شده و به ترتیب بنویسم ممکنه چیزایی از قلم بیفته. الان ایجوری قاراشمیش هر چی به ذهنم میاد می‌نویسم. مثل پر کردن صفحه‌ها دفترچه‌م :

گریه شام و سحر شکر که ضایع نگشت
خداییش چند بار تا حالا خوندی؟ !
یه ذره استبداد به نفع خودتم بود. دیدی به هر دوش رسیدی؟ اینجا خونه جدیدته. دوربین من حالش خوبه؟
بس نکته غیر حُسن بباید که تا کسی      مقبول طبع مردم صاحب نظر شود
مبارکه. از هفته بعد ایشالا؟ خوب موقعیه. استراحتتم کردی.
رهی معیری را با من چه کار؟؟ من نیستم ...
فکر کنم همه‌شو باید خودم پرداخت کنم.  تازه اگه شانس بیارم !
زندگی غیر مشترک زیر سقف مشترک!
Fly there, drive back
ظرفی را می‌شکند تا ظرفیتی را بیازماید
غم و شادی بر عارف چه تفاوت دارد؟
نازنینم برایت چراغ آورده ام

گر بر فلکم دست بُدی چون یزدان        برداشتمی من این فلک را زمیان
از نو فلکـی دگـر چنان ساختمـی         کـآزاده به کـام دل رسیدی آسان       (خیام)

جور مکن جفا مکن نیست جـفا سـزای من
سیر نمی‌شوم ز تو نیست جز این گناه من


- شاید به یک دوره کمون برم. شاید که نه، حتما. مطالعه‌م شدیدا افت کرده. به همین خاطر هم هست که پرحرفی می‌کنم. البته پرحرفیم فقط شامل وبلاگ می‌شه. نه بیشتر.

پی‌نوشت :
گفتی از حافظ ما بوی ریا می‌آید        آفرین بر نفست باد که خوش بردی بوی

بازهم پ.ن. :
« هر که مست از چشمه چشم تو نیست، زنده به چیست؟  خدایا الفبای بندگی به ما بیاموز»

... : ...

نامبرده ،ا 22:0 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....