تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- SM زده که الان نمی‌دونم خوشحال باشم یا بمیرم.
خوش به حالت ولی خیلی نامردی حالا که من اینجام تنها تنها می‌ری. اصلا کی گفته پاشی بری محله ما. سوت می‌زنم بچه محله‌هامون بریزن سرتا. (هنوز نمی‌دونه سوت بلد نیستم !)


- سید از اسید حرف زد، اما الان می‌دونم که عمق فاجعه خیلی دردناکتر از اسید بوده. موندم چه طور از خجالت سید در بیام. خدا که جای خود دارد.
از دست و زبان که برآید    کز عهده شکرش به در آید
این بار حرفتو گوش کردم. به خودتم گفتم که. اگه بگی سرتو بذار بمیر، شک نکن که این کارو می کنم. حوض که دیگه قابل شما رو نداره.
اینو دیده بودین؟
سگی را لقمه‌ای هرگز فراموش       نگردد ور زنی صد نوبتش سنگ
وگر عـمری نوازی سفلـه ای را         به کمتر چیزی آید با تو در جنگ


- خوردن و بردن و ریختن و گفتن و پاشیدن و ... نذاشتن ما دو دیقه بخوابیم. خدا به دور و نزدیک. فردا صبح ناسلامتی کلاس دارما.
تو ملأ عام؟ جا قحطه؟
به قول یکی از دوستای باحالم «والاه مام عاشق بودیم ولی از این قرتی بازیا در نمی‌آوردیم» !!!
من معذورم. خواستم بدون شرح بنویسم نشد !


- اینقدر این کلمه عشق رو نوشتن، آدم  که می‌خونه، گلاب به روتون می‌خواد کامپیوترو خاموش کنه بره بخوابه ! هر وبلاگی می‌ری یا نویسنده‌ش یه جوری عاشق دلسوخته‌س که دست بر قضا روزگار باهاش ناسازگاری کرده، یا تو عنوانش این کلمه هست. واه واه واه.
« فقط عشق»      «سرای عشاق»      «عاشقتم  بیژن هلو »     «خاکستر عشق»     «دستنوشته های قاصدک عشق»      «دانلود نرم افزار- جوک- کمک آموزش کتابداری- عشق- زیر سیگاری - سوت بلبلی»      «پیژامه‌ای از جنس عشق»      «تنهای عاشق»     «عاشق تنها»     «عشق ضربدر هفت تقسیم بر صفر = error, divided by zero !»      «معشوق من بگشوده در / سوز میاد تو درو ببند»     «آموزش عشق در یک جلسه، تضمینی. تمام شهریه بعدا دریافت میشود (به صورت عندالمطالبه!!!)»  « حشمت الملوک عشق اول و آخر من»     «پرسپولیس عاشقتم حتی اگه ته جدول باشی»   «افعی (افـشین عـاشق یـاسمن)»   «شاپرک سرگردان»   (<-- اونش به شما مربوط نیست که عشق نداره)  ....

الان دیگه کاملا این کلمه حساسیتشو از دست داده. هی پشت سر هم بگو. اصلا خیالی نیست. انگار مثلا داری می‌گی گوشکوب، بیخ دیواری. من می‌گم از این به بعد به جای عشق بگیم «آچار شلاقی» بلکه کم کم جا بیفته. این کلمه مهجور افتاده. همچین بدم نیست. البته بعدا بازم بر اثر کثرت استعمال همین می‌شه ولی فعلا جوابگو هست.
بنده آچار شلاقی همه‌تون هستم !


-نفر سمت راستو که می‌شناختم. چپیه هم همونطور بود که انتظارشو داشتم. مهربون. یا مثلا اینجوری بگم «آخی !»
چشم شما روشن.
سر به زیرم دیگه. تعجب نداره که.

- می گه نذر کردم امتحانمو خوب بدم، برم چشم چرونی !
گفتم نذرت قبول. اجرت با چشم مچرون (اسم مفعول چشم چران !)

- گنه از جانب ما نیست. درباره mutuality مطمئنی؟

- با مخاطبی‌هایم ! 
راحت شدین همه تون؟ کشتین منو. خوش باشین. براتون قاقالیلی می‌خرم.
جانتون در عذابه مثل اینکه؟
یا اگه جاییتون می خاره، در خدمت هستما، تعارف نکنین.

- being a little assertive

- امروز برای دقایقی شاخص بورس چهار رقمی شد. چشم ما روشن. هی من می‌خوام بحثو سیاسی نکنم. با این چیزا کاری نداشته باشم، اگه گذاشتن. این فکر می‌کنه هنوزم تو یه آمفی تئاتر واستاده برای سیصد تا بسیجی حرف می‌زنه. تو مجبوری دهنتو باز کنی دُر و گوهر تو هوا اسپری کنی؟ کسی بهت گفته؟
هشت سال تو بدترین شرایط و سنگ اندازی از همه طرف با عقل و شعور و صبر و خوشخلقی به اینجا رسوندن دودستی تحویلت دادن که جنابعالی هر روز یه دسته گل جدید به آب بدی؟ مثل اینایی هستن که جمله دائمیشون اینه «باز چی کار کردی»، مام هر ثانیه باید بگیم. بعدشم دنبالشون بیفتیم هر گندی که زدن یه جوری ماسمالش کنیم و تعبیر و تفسیر کنیم بگیم نه شما اشتباه فهمیدین، هدف این بوده و اون.
حرف نزن دیگه. یه ثانیه حرفو تو دهنت مزمزه کن. به جان خودت نمی‌میری.
جنابعالی و اون آدمای سه‌نقطۀ دور و برت اول مردمی که دارن تو کشور خودت از صفحه روزگار محو می‌شن رو دریاب، بعدا بیا هارت و پورت بین‌المللی کن و کشورهای دیگه رو از نقشه پاک کن.
(فاجعه رو فقط عامیانه نوشتم)


- راننده تاکسی می‌گه «آقا شما دوبلور هستین؟»  خواستم بگم آره، نقشهای پدر پسر شجاع، سباستین (توی کارتون بل و سباستین)، سریندیپیتی، جلال همتی !، هزار راه نرفته، اسکیپی، تیتراژ پایانی سریال او یک فرشته بود، نیکبخت واحدی، شِلمن (تو کاتون بامزی)، دهقان فداکار و هاگرید رو من دوبله کردم !  یه بار هم صدای بسته شدن پنجره تو سریال پوآرو هنرنمایی من بود.
گفتم «نه چه طور مگه؟»
گفت «چهره‌تون به نظرم آشنا اومد !!!!»


پینوشت : واقعیتها به دلخواه من عوض نمیشوند.

نامبرده ،ا 23:15 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....