تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


علافی

- واي يه جوريم مي‌شه اينجا. آخيييي. خداييش باحاله ها. بذار يه پست بزنم ببينم چه جورياس. دارم گرم مي‌شم.

- اواخر هفته بعد اينجانب يك عمل خواهم داشت ! يوهاها. بدن نازنين خود را به زير تيغ جراحان خواهم سپرد. (يه كمي موسيقي ترحم برانگيز لطفا، و يه افكت صدايي wowwww -تعجب و بهت همگان- همزمان با حرفاي بنده شنيده شه) بعله عرض به خدمتتون كه اين آخراي تابستون داره هپلي هپو مي‌شه كه ازش هيچي سر درنيارم. مثلا باید تيريپ استراحت باشه، اما چيزي كه يُخدي همون استراحته.

- از امروز چهار روز تموم، خونه تنها هستم. به صورت بي‌كار و علاف. نظرتون چيه؟
يه سر دوباره بايد برم ”شهركتاب“ (خيابون زرتشت) البته هفته پيشم رفتم ولي ديگه چه كنم كتاب كه نمي‌خونم لااقل كتاباي كتابخونه‌م رنگي و قشنگ باشه و زياد!
فيلم ”خيلي دور خيلي نزديك“ هم شايد ببينم. امتحان زبان هم اصلا حسش نيس بخونم. (همه‌شون تو كلاس خارجكي حرف مي‌زنن، من كه حاليم نمي‌شه، مداد رنگيامو بردم عكس كلبه مي‌كشم!)
ولي خوبيه تنها بودن اينه كه هر وخ خواستي بيا پاي اينترنت، غذا بخور (حتي پاي كامپيوتر)، آواز بخون (البته اين يكيو هميشه اعضاي خونواده تحمل مي‌كنن)، بخواب، و از همه مهمتر : بيدار شو !!!   واييييي يه چيز ديگه، مي‌تونم شبا كولرو روشن بذارم. خداي من. باورم نمي‌شه. خيلي دوسِت دارم. بالاخره به آرزوم رسيدم. جوووون، كولرررر
دلتون بسوزه بنده دارم آشپزي مي‌كنم خفن. غذاهاي خوشمزه... اين بوي چيه؟ واي بذار ببينم، خاك بر سرم غذام سوخت!
.
.
همينو مي‌خواستين؟ خدا بگم چي كارتون كنه. ايشالا آب شور از گلوتون پايين نره

نامبرده ،ا 23:50 ا. لینک  | 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....