۱- اوتمار هیتزفیلد، کفاش اهل ترینیداد و توباگو در کتاب «روانشناسی انسانهای سرخوش» فصلی دارد با عنوان: آدم باش حیوون !
وی در این کتاب به بررسی گونه های مختلف جانداران ِدوقطبی پرداخته و در جمع بندی نهایی کتاب خود آورده است: صدای دُهل میآد !
۲- چرا کـلّهتو مثل شتر کردی زیر برف و هیچیو نمیبینی؟
> عزیزم اون شتر مرغه که سرشو زیر برف میکنه، شتر عوضش کوهان داره!
(- عوضش ؟؟؟!!!
)
۳- زندگی ما پر است از «یک روز فلان کار را خواهم کرد»
یک روز تمام ای-میل هایم را دوباره خواهم خواند. از اول و با فراغت بال؛
یک روز تمام آرشیو وبلاگم را با یکیک کامنتهایش خواهم خواند؛ یک روز جاهای خالی جزوهام را پاکنویس خواهم کرد؛ مطمئنم که بالاخره یک روز در آینده وقت خواهم گذاشت و این هنری که همیشه آرزویش را دارم یاد خواهم گرفت؛ بعدا برنامهمو طوری تنظیم میکنم که هفته ای یه روز به موسسه خیریه چیچیاک سر بزنم؛ بزرگتر که شدم یه روز اون کارو میکنم؛ فلان چیزو حفظ میکنم، فلان کتاب رو میخونم و ...
نکته اینجاست: این «یک روز» ها هیچوقت فرا نمیرسند !
۴- یحتمل صاحب سخن را بر سر ذوق آورَد !
۵- بعدش مثال زدم.
افراد یک خانواده میتوانند آنقدر گسسته باشند که هریک در جزیره ای جدا بمانند، یا در هم تنیده. فقط این را بدان که یک فنر را هم اگر بکشی و اجزایش را از هم دور کنی نیرو وارد میکند و هم اگر فشرده اش کنی.
۶- ببخشید جناب یه سؤال از خدمتتون داشتم: میخواستم ببینم آیا به صرف اینکه فردی (گیرم) آدم خوبی باشه و با همسایهاش سلام و علیک کنه و ظاهر الصلات (!) باشه دلیل میشه که بلد باشه همه کاری بکنه؟ اگه بعله که خواستم بگم عمله سر کوچه ما هم خیلی آدم مؤدبیه و من حتی دیدم برای صرفه جویی در دخل و خرجش صبحها فقط نون و پنیر و چایی میخوره، اگه میشه یه پُست مدیریتیای، ریاستی چیزی براش دست و پا کنید. آدم کاریای هم هستا. آجر پرت میکنه این هوا بیا و ببین. قربون دستتون اگه اون بالا بالاتر هم جای خالی داشتید گزینه مناسبیه. من (!!!) تضمینش میکنم این عملهمونو. گفتم که آدم خوبیه و همین دلیل کافیه برای هر انتخابی.
در ضمن جناب وسط حرف من هم نپرید لطفا، بذارید حرفم تموم شه بعد بگید که پس عقل و شعور چی میشه.
۷- جایت خالی نیست. باران میبارد.
چقدر دلم میخواهد، دگمه Ctrl را بگیرم و روی بهار و تابستان و زمستانها کلیک کنم و بعدش هم shift + delete !
۸- دو تا توریست کنارش ایستاده بودند و او میخواست هرجور شده خودی نشان دهد!
کمی به شیوه آدمهای زیادی اهل فن صحبت کرد. بعد هرچه فکر کرد، معادل انگلیسی کلمه تُرش به ذهنش نرسید
. صورتش را جمع کرد، لبهایش را به هم چسباند، یک چشمش را نیمه بست و با صدای مَلَچ به فارسی بهشان گفت: همچین تُرش !!!
آی مرده بودیم از خنده
و دیدن قیافه اجنبی های زبان نفهم! 
۹- یک اعتراف ساده بکنم: من عاشق گریپ فروت هستم
. آن هم به این صورت که دو نیمش کنم، کمی نمک بزنم و با قاشق بخورم!
یعنی بهتر بگویم در برابر گریپ فروت، لبو، ناخونک زدن به سیب زمینی سرخ کرده، نوشیدن چایی از فنجان و همچنین تماشای برنامه فیتیله صبحهای جمعه، پایههای باوری من سست میشوند و حتی حاضرم در قبال اینها آدمفروشی هم بکنم!
۱۰- پسرم بیا این دویست تومنی رو بگیر، برو واسه خودت هرچی دلت میخواد بخر! ![]()

پینوشت: ...

