دلا بســوز کــه ســوز تـو کـارهــا بکـنــد دعای نیـم شبـی دفع صد بلا بکند
عـتــاب یـار پـریـچـهـره عـاشقـانـه بکـش که یککرشمه تلافی صد جفا بکند
ز مـُلـک تـا مـلـکـوتــش حجـاب برگـیرنــد هر آنکه خدمت جام جهان نما بکند
طبیبعشقمسیحادماستومشفقلیک چـو درد در تو نبـینـد کـه را دوا بکنـد
تو با خدای خود انداز کار و دل خوش دار که رحـم اگـر نکند مدعـی خدا بکند
ز بخــت خفتــه ملـولـم بـود کــه بیــداری به وقـت فاتحـۀ صبـح یک دعـا بکند
بسـوخت حافـظ و بویـی به زلـف یار نبرد مگــر دلالـت ایـن دولتـش صبـا بکند
مجالی برای گفتن ناگفته ها نماند.
گنجینه، ماند برای تمام تنهایی هایم؛ برای تمام ِمیدانم های به قیمت روح؛ برای خستگیهایی که مجال التیام نیست؛ برای همۀ آن یکاهایی که دست نخورده بازگشتم و برای همۀ آن صدها سال ِ رفته ام.
امر، قریب است. اگر امروز نبردهست که فردا ببرد
مقصود از این معامله بازارتیزی نیست، اما میمانم تا ببینم، این راه را نهایت صورت کجا توان بست.
ما رخت خویش بسته مهیّا نشسته ایم
آقایم
چه شود که به چهره زرد من نظری برای خدا کنی
که اگـر کنی همـه درد مـن به یکـی نظاره دوا کنی
...
شهادت مولی الموحدین حضرت علی (ع) را به تمام شیعیان تسلیت عرض میکنم.
پ.ن. ۱: خدا طول عمر با برکت بدهد به این عالم ربّانی دلسوخته، محقق و اندیشمند، آیت الله فاطمی نیا. خدایا با شهدای کربلا محشورش کن. کسی که مجالس شب قدر این فاضل عاشق را درک نکند، والله موهبت عظیمی از دست داده است.
بنا به شرایط، رمضانهای زیادی دور از تهران بودم. اما شبهای قدر، سفری طولانی حتی شده برای نیمروز میامدم و برمیگشتم. اوضاعی در دل به پا میشود برای ... - نیازی که به گفتن ندارد نه؟ - برای هر که هستی باشی. برای همه آنهایی که از جستجوی آرام ِ دلی از هر مغازه ای ناامید شده اند.
پ.ن. ۲: قسم به لفظ جلاله را برای اولین بار است به عمرم در نوشته ای به کار میبرم.
پ.ن. ۳: شب هفدهم ماه مبارک رمضان، پشت چراغ قرمز، پسرک فالگیر به اصرار فالی از چند برگۀ باقیمانده از یک روز کارش را توی ماشین انداخت. گفتم نمیخواهم. گفت پول نمیگیرم، برو فردا آمدی چیزی بده. گفتم شاید فردا مسیرم از این راه نباشد. گفت اشکالی ندارد، نمیخواهم. و پسرک دور شد و بوق ماشینهای پشت چراغ سبز مرا به خود آورد.
چند دقیقه بعد در اتوبان خلوتی ایستادم تا بخوانم:
در نظر بازی ما بیخبران حیرانند ...
فردا هر چه منتظر ماندم، پسرک نیامد.
پ.ن. ۴: قالب، موقتاً چند روزی سیاه است. به حرمت شهادت مولای متقیان علی (ع). به حرمت شهادت معنای شیعه، به حرمت خاموشی فریادهای در چاه، خاموشی نخلستانها. به حرمت مظلومیت یاور رسولالله. به حرمت سالهایی که خون دل خوردند و صبر کردند و بعد به اشارتی، ندایشان به گوش رسید که : فُزتُ و ربّ الکعبه
پ. ن. : معبودم، قرآن که به سر میگذارم، یعنی قرآن در تمامی شؤون زندگی بر من حاکم باشد، اما روسیاه به در خانه ات آمده ام؛ یا اله العاصین ای خدای گنهکاران

