سلام شهادت،
شهامت
برای منی که طعمی از مقاومت مقدس نچشیدهام و هرچه با دل حس کردهام، از خواندههایم و بزرگوارانی - به حق - خالص بوده است، سخن راندن، شرم آور است.
اما،
والله دلم پر میکشد برای درک صفای دلت
برای لحظات ناب، شبهای عملیات
علی میگفت : اگر خدا به صورت انسانی بر روی زمین بین ما بود، به شکل چمران میدیدمش
گفتم چمران ...
دیگر دستم را یارای نوشتن نیست
" خدا بود و دیگر هیچ " ؛ گنجینهایست
حالا ادبیات نسل ما فرق کرده تا تکنولوژی و چرخدندهها و کامپیوتر و دوربین دیجیتال، ما را به فراموشی پرستش خاک وطن و ارزشها سوق دهد. گاهی به همین مفتی داشتههایمان را دو دستی تقدیم میکنیم.
حتی گاهی وقیحانه انکار میکنند و توهین، تا رنجکشیدههای پرصلابت که آن زمان ستم دشمن را تحمل میکردند، حال این زمان هم ستمی با طعم جدید بچشند. بگذریم که طعمها هم به سنت روزگار شیرین نماندند
ترکه بیداد و ستم مونده هنوز رو تن ما
دست من و تو باید این پردهها رو پاره کنه
کی میتونه جز من و تو درد ما رو چاره کنه
راستی،
چرا خاک مظلومان از قانون همه دنیا پیروی نمیکند؟ چرا اینجا خاک به رنگ سرخ است؟
الله اکبر
بنازم به بزم محبت که آنجا گدایی به شاهی مقابل نشیند


