a/ نقل است روزی یکی از مشاوران پرزیدنت بوش به او گفت: جناب آقای جرج ِپسر! یک پیشنهاد دارم. چطور است دستور دهید یک میلیون مسلمان و یک دندانپزشک یهودی را اعدام کنند!
بوش بلافاصله میپرسد: حالا چرا یک دندانپزشک یهودی؟
مشاور در حالی که برمیخاست به بغل دستی خود گفت: دیدی گفتم هیچکس به کشتن یک میلیون مسلمان اعتراضی ندارد!
حالا حکایت ماست. یک پُست بلند بالا که مینویسم، هشتاد و خوردهای کامنت دریافت میکنم که همه مشتاقانه قضیه خرچنگها را دنبال کردهاند!
b/ اکثراً 2*2=5
فرض کنید 30 میلیون انسان شریف باید از بین ده نفر، یکی را انتخاب کنند و آن یکی، 22 میلیون رأی میآورد.
حالا فرض کنید بعدتر (که تازه تعداد رأیدهندهها هم بیشتر شدهاست) 35 میلیون رأی باید بین دو گزینه تقسیم شود (نوعی از آش کشک خاله). فکر میکنید این 35 چگونه تقسیم میشود؟ 30 به 5؟ 27 به 8؟ 45 به 11؟!!! نه خیر در هر صورت اشتباه فکر میکنید! (اصلا غلط میکنید که فکر کنید! کی به شما گفته فکر کنید؟
آخه تا حالا کیو دیدید قبل از انجام کاری به عواقبش فکر کنه؟ کی تا حالا قبل از یه سخنرانی جهانی، یا سوختمند کردن هوش یا مسایل بانک و تغییر یک عدد که وابستگی به هزاران پیچیدگی معادلات در اعداد و ارقام اقتصادی داره فکر کرده که شما دومیش باشین؟ گیرم حالا یه مشت آدم اقتصاددان نما (!) مثل آقای پرفسور عبده یه چرت و پرت هایی هم گفتند، به دخل شما چه مربوطی داره؟! مهم اینه که صبحانه ما پنیر و چایی شیرین است که با این کار سیصد و بیست و پنج تومان پسانداز میشود!) بله داشتم عرض میکردم، چهره برتر با 17 میلیون رأی مورد مهرورزی بی حد و حصر قرار میگیرد!
«در دنیا برای همه جایگاهی وجود دارد. به جای آنکه جای دیگری را بگیرید، سعی کنید جایگاه واقعی خود را پیدا کنید.» چارلی چاپلین
این را چاپلین خطاب به آن ... هایی گفته است که فکر میکنند با خراب کردن محبوب ترین چهره تاریخ ایران عزیز، میتوانند نقایص و اهمال کاریهای خود را لاپوشانی کنند و بالا روند. غافل از اینکه منزلت آن سید بزرگ با عوعوی هیچ نویسنده کتاب و تریبون و فیلمساز و تحریفات مجله و روزنامهای پایین نمیآید. 
[movie link] ؛ [photo 3] ، [photo 2] ، [photo 1]
فعلا چیزه، نه آفتابه نه؛
عزیز جان قربون دستت اون ماله رو بده بیاد!
c/ این گوگل هم عجب چیز ملسی است. آدم دلش میخواهد - با حفظ همه شئونات- بگیرد صورت مدیرانش را ماچ و موچ کند.
حالا من نمیگویم طرف برای دانلود دختر همسایه هم سر از وبلاگ من درآورده! یا چه ترکیبات محیرالعقولی از کلمات را در جستجویش ردیف کرده
، ولی در عجبم کجای حرفهای من «تنبیه بدنی زنان» را در برمیگیرد! که من خودم هم شدیدا پایه هستم یاد بگیرم!! حالا چرا ناراحت میشوید، یاد گرفتن که اشکالی ندارد. به قول مرحوم رازی که حتی دم مرگ هم از حرفهای حکیمانهاش دست بردار نبود: ندانی و به درک واصل شوی بهتر است یا بدانی و پس از آن به دار فانی آویخته شوی؟
کف کردم! وبلاگ نوشتن یکطرف، این لیست جستجوها هم همانطرف. یَک حالی میدهد که نپرس؛ حتی بیشتر از آیس پک خوردن در داخل توی لندی کروزی که ممّد تام کروز اینا رانندهاش باشد!
d/ پست هایی که به شیوه قلدر مآبانه مینویسم را خیلی دوست دارم. عقده است دیگر! هی جمع میشود، جمع میشود یکهو از اینجا میزند بیرون! یا از هر جای دیگری!

پینوشت: خاطرت کی رقم فیض پذیرد هیهات / مگر از نقش پراکنده ورق ساده کنی حافظ
پیتر نوشت: الساعه بین هزاران بیت و شعر و کلام، ناخواسته تقارنی پیش آمد که مبهوت ماندهام. چنین قرینه ای را تا به حال سراغ نداشتم. محالی ممکن!


