تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


پارازیت !



وقتی بالاخره بعد از دو شبانه روز، مشکل (نه چندان جدید) بلاگفا برطرف شد، اولین کاری که کردم مراجعه به صفحه مدیر بلاگفا آقای ش. بود. ایشان مطلبی با عنوان « ده اشتباه آزار دهنده در بین وبلاگهای فارسی » نوشته بودند. برایشان کامنتی با این مضمون گذاشتم:

سلام
 آقای ش. مسلماً اشتباهات وبلاگ‌نویسان بیش از این تعداد است. مثلاً می‌توانید به عنوان یازدهمی، اشتباه مرا هم اضافه کنید که واقعا اشتباه کردم در سایت بسیار ضعیفی مثل بلاگفا شروع به  نوشتن مجدد کردم. گاهی شرمنده می‌شوم که چرا دو سال پیش بدون مطالعه و تحقیق  کافی چنین انتخابی انجام دادم! افسوس که اکنون کار از کار گذشته است.
 و یقین بدانید اشتباهات وبلاگ‌نویسان خیلی بیش از آنچه شمردید می‌باشد.
 موفق باشید

اما به جای سعی در رفع مشکلات اساسی و پرداختن به اصل قضیه، به فاصله کمتر از دو ساعت، آی-پی من برای نظردهی در سایت بلاگفا بسته شد! با چنین پیغامی : "امکان درج نظر با این آدرس وجود ندارد!"

البته این بار اول نیست که در جامعه شاهد به بیراهه کشیده شدن افکار عمومی هستیم تا از اصل قضیه‌ای که باید به آن رسیدگی شود چند صباحی دور باشیم و فعلا ماست به خورد ملت داده شود!


جالب اینجاست که هنوز مقدور بود که برای خود ایشان نظرات تایید نشده (!) دیگری بگذارم.
این بار چنین نوشتم:
« اگر من هم مثل بقیه مطابق سلیقه شما نظر بگذارم نظرم تایید می‌شود، نه؟   متاسفم »

نظراتی که هیچ‌گاه تایید نشدند تا یاد بگیریم مواقعی باید از «نظر پس از تایید نمایش داده شود» در پستهایمان استفاده کنیم که همه به‌به و چه‌چه گوی ما باشند! و خدای نکرده برای این نیست که ممکن است افرادی هم وجود داشته باشند که دلشان بخواهد نظر خصوصی یا حرف دل خودشان را فقط به نویسنده بزنند!
یاد آن مرد دوست‌داشتنی جناب آقای ب. (رییس کل اینترنت!) افتادم که بدترین و تندترین نظرات و دیدگاه‌ها را هم (تا جایی که توهین به مقدسات نبود) معقولانه و منطقی می‌شنید و می‌خندید و به نوعی سعی در اصلاح امور داشت.

نگارنده این سطور نه از عصبیت که از تفکر حاکم بر جامعه سخن می‌گوید. چه اگر به خاطر خودم بود، این‌گونه با قضیه برخورد نمی‌کردم. قلم من طالبان خودش را دارد و اگر اینجا نشد، همان خانه پدری بارها انتظار مرا کشیده است.
آمار غلط، گمراه کننده و شیک بلاگفا بارها تایید و تکذیب شده است!


همه این‌ها مقدمه‌ای شد تا بار دیگر علنی شود، که نگاه صحیح به مقوله اعتراض، انتقاد و پذیرفتن آرای مخالف نه تنها جایگاهی ندارد بلکه می‌توان با دست پیش گرفتن نیز سعی در مقابله کرد.
بد نیست گاهی بزرگ بودن را آموخت. مخصوصا اگر به جایگاه‌هایی در زندگی می‌رسیم که ابتدایی‌ترین اصولش این است.
یاد جمله‌ای بسیار قوی در سریال کیف انگلیسی افتادم که چگونه آن سیاستمدار خبره به جوانی توضیح می‌داد که : «یک سیاستمدار باید فحش خورش ملس باشه»

هرگاه بپذیریم که از هر قشر و تفکری در جامعه وجود دارد می‌توان به راحتی با دیدگاه‌های مختلف کنار آمد و تعامل داشت.

بپذیریم، تا رشد کنیم و الفبای تمدن را در جامعه‌مان جاری کنیم.


 

نامبرده ،ا 11:15 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....