تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


دوش دور از رویت ای جان ، جانم از غم تاب داشت ...

هنوز هم شبها وقتی سرم را بالا می­گیرم کمی بی­تاب می­شوم.
دیده بودی دیوار اتاقم را؟ همانی که نوشته بودم کاش از اول می­دانستم شبها اینهمه تاریکند.
حالا یه کمی حالم بهتر شده است. دیوارهای اتاقم را نخوانده به خواب می­روم.

از آن شادم که می­آید غمش هر شب به بالینم     چه سازم گر که غم هم گم کند کاشانه ما را

امشب به قصه دل من گوش می کنی / فردا چو قصه مرا فراموش می کنی

نامبرده ،ا 14:0 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....