تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس

خوب ديگه تقريبا تموم شد. همه چيز رو تر و تميز جاي خودش گذاشتم. مرتب.
ديشب هوا خيلي سرد بود. اصلا خواب بهم نچسبيد. صبح که بلند شدم هنوز نمی‌دونستم کجام.



امروز بعد از ظهر كه كارم تموم شد، رفتم اين دور و برها گشتي زدم تا موقعيتم رو بهتر بشناسم. يه درياچه كوچيك بسيار قوي سه دقيقه با اينجا فاصله داره . بُردم يه صندلي گذاشتم كه عصرها بيام اينجا بشينم.



يه دهكده هم هست كه دفه بعد حتما بايد يه راه ميانبر براش پيدا كنم. ولي خوب فعلا رفتم چيزميزاي لازمو خريدم آوردم.



ميزمو گذاشتم جلوي پنجره. تخت چوبي دست راسته و يه شومينه كوچيك هم اينورمه كنار تخت. چوب هم كه زياده فقط بايد خشكاشو جمع كنم. اينجا بارون زياد مياد. ديگه داره غروب ميشه. قاليچه رو انداختم وسط و روش دراز كشيدم. طاق باز. واي چه كيفي داره. انگار نه انگار كه دو روزه تمومه دارم اينجا كار مي‌كنم و خسته شدم. تازه بعد از اونهمه راه رفتن.

سكوت محضه. بذار ببينم راديو كوچيكم اينجا مي‌گيره يا نه. واي آره. صداي اذان.
چايي رو آتيشه. آماده‌س. از فردا خودم غذا درست مي‌كنم. امشب خرت و پرت كه عصري خريدم مي‌خورم. الان دارم اولين نوشته‌مو مي‌نويسم بزنم به ديوار.


هو الظاهر

يادم باشد كه حرفي نزنم كه به كسي بر بخورد

نگاهي نكنم كه دل كسي بلرزد

راهي نروم كه بيراهه باشد

خطي ننويسم كه آزار دهد كسي را

يادم باشد كه روز و روزگار خوش است و همه چيز رو به راه و بر وفق مراد

تنها دل ما دل نيست، آري ...

امشب قبل خواب يه نيم ساعتي مي‌رم لب دريا. مي‌خوام خاطره اولين شب يادم بمونه. يه فال حافظ هم مي‌گيرم. مونس شبهاي من.



ز كـوي يـار مـي آيد  نـسـيـم بـاد  نــوروزي      از اين باد ار مدد خواهي چراغ دل برافروزي
به صحرا رو كه از دامن غبار غم  بيـفشاني     بـه گـلزار آي كـز بلبـل غـزل گفتـن بيـاموزي
به عُجب‌علم نتوان‌شد ز اسباب‌طرب‌محروم    بيا ساقي كه جاهل راهني‌تر مي‌رسد روزي
ندانم نوحه قمري به طرف جويباران چيست    مگر او نيز همچون من غمي دارد شبانروزي
...
/ اينو همين الان گرفتم، خودمم باورم نمي‌شه. خدايا ... ممنون/

از فردا زندگي جديدي شروع
مي كنم. همتم بدرقه راه كن اي طاير قدس.

نامبرده ،ا 21:0 ا. لینک  | 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....