تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم




نقل است که از حلاج پرسیدند که عشق چیست. پاسخ داد امروز ببینی، فردا ببینی و پس فردا ببینی!
آن روز بکشتند، دیگر روز بسوختند و سوم روز خاکسترش بر باد دادند؛  که عشق این است.

دلم انگاری گرفته، قد بغض یا کریما / عصر جمعه توی ایوون ، میشینم مثل قدیما


خجالت می‌کشم بنویسم، سخن گویم یا حتی ...
وسعم ناچیز است، اما با همین بضاعت کم برایتان هدیه‌ای دارم. شاید یادگاری باشد از کلبه‌ای که زمانی با خود گویید، همراهم بود.
انتخاب سخت است، زمانی گفتم از عشق هیچ نمی‌توان گفت. چه می‌خواهی بگویی که به غایت مفهومش را رسانده باشی. هرکلامی گوییم ارزشش کم می‌شود و تصمیم بر این می‌شود که سکوت همه‌چیز انسان ‌شود.
با همه این اوصاف، به حرمت این همه باهم بودنمان دلم می‌خواهد این سه کتاب را بخوانید و نمی‌گویم فقط این سه را. نفی لذت بردن از حافظ و مولوی و عراقی نیست. نفی کلام عارفانه علامه طباطبایی نیست. باز نمی‌دارم که محمدتقی را نخوانید، هیچ‌گاه نخواهم گفت که لیلی و مجنون نخوانید (که آن کجا و این تشابهات کوچه بازاری که من مجنون تو ام کجا!   ای تو -خودم- می‌دانی مجنون که بود و چه می‌کرد؟) و نمی‌خواهم نشان از بی نشان‌ها را نبینید. اما دلم نیامد لذتش فقط برای خودم بماند؛

- «آشنایان ره عشق» به قلم قندهاری
- «مقالات مولانا؛ فیه ما فیه» مولانا جلال الدین محمد بلخی، ویرایش مدرس صادقی
- «حلاج شهید عشق الهی» دکتر جواد نوربخش

.
.
.
پی‌نوشت: مو کز سوته دلانُم چون ننالم / مو کز بی‌حاصلانم ...

نامبرده ،ا 0:30 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....