تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


Your number is up !


01
. ای قشنگ­تر از پری­ها

تنها توی کوچه نری ها !

کودکان محل دزد تشریف دارند

عشق مرا دزد می­باشند !

 

- کامپیوتر یانیخ گالسین یا خاموشش کنم ؟!

خوشحالم که گوش واستادی. کاش چشم هم وای­میستادی (!) تا حرکات شدیداللحن گلب مرا ملاحظه می­کردی!

آن خواجه شیراز یک روزی علاف ماند (مثل بقیه مواقعش !) و این­گونه سرود که:

شاهدان گر دلبری زینسان کنند       زاهدان را رخنه در ایمان کنند

در تفسیر این بیت آورده­اند که منظور از شاهدان، همان شاهدان عینی می­باشد و لاغیر !

آه من در پرده­ای از ابهام می­باشم!!

 

 

02. کمربند ایمنی وسیله­ای است تزیینی که برای عمه من ساخته­اند. لطفا از استفادۀ آن جداً پیشگیری کنید.

روابط عمومی سـازمان تـصادفات مـهیج   (ستم !)

 

 

03. انسان­ها بلانسبت شخصیت دارند، گوش دارند، چشم دارند، دست دارند، حتی هر از گاهی پا دارند. فلذا دورادور خدمت اوشون سلام عرض می­کنیم، باشد که بتوانیم نزدیکانزدیک هم به جای آوریم.

هاممین !

 

تو که منو مُردی رفتی! با اون روحیات مامانم اینایی­ات ! وای خدا مرگم بده، تو چه حرفهای بد بدی می­زنی!!

 

 

04. فکر می­کنم م.ق. هم فهمید که "من چه­م می­باشد" هیچ علامت سوالی لازم ندارد و یک جمله خبری­ست که اتفاقا ارزش آن F است!  از این رو سر جیک ثانیه زنگش زدم و دم افطار ماجرا را از سیر تا پیازچه برایش تعریف کردم؛ آخر او حق آب و فاضلاب، ببخشید، حق آب و گل دارد !

 

 

05. اتحادیه دستمال فروشان اعلام کرد به مناسبت ضیافت­های مختص این ماه و حضور دانشجویان مستعد در منزل اساتید به زودی دستمالی با طرح و رنگ شکیل به بازار عرضه خواهد کرد.

لازم به ذکر است که پس از سرمایه گذاری­های دوراندیشانه جناب محمدمهدی بر روی آی دوهتور، اینک نوبت به هیأت شنای استانی و تعارف زولبیا و بامیه خوش رنگ و لعاب، به جناب الف رسیده است.

یک بار جستی ملخک

دو بار جستی ملخک

سه بار جستی ملخک

چهار بار ... !

(خوابت برد؟؟ گاگول اون گوسفند بود که وقتی می­شمری باید بخوابی نه ملخ ! )

 

 

06. لااقل می­گفتی چه امتحانی دارد. حداقل می­پرسیدی تو کی هستی.

بلاتکلیف ماندم. فقط توانستم یک سر بروم و کل ماجرا را مرور کنم.

ساعت 11:15 صبح شنبه هم در موردش صحبت خواهم کرد.

اما دو متر، آن هم در چنان وضعیتی، انصافا دست و پای آدم را می­بندد و هیچ چاره­ای برایم نمی­گذارد. چیزی به ذهنم نمی­رسد.


گفتگو آیین درویشی نبود

ورنه با تو ماجراها داشتیم

 

 

07. بنابر قانون "در انتقام لذتی­ست که در عفو نیست" ! اقدام به مقابله به مثل در ابعاد گسترده­تری می­­کند.

بهش گفتم « ایول تو با دو تیر یک نشان زدی، هم خودت را لو دادی و هم خودت را ! »

 

 

08. فتحعلی اویسی بازیگری­ست بس خفن. وقتی با آن حالت پَخمگی می­گوید «هااا ؟!» آدم از خنده در پوستینش نمی­گنجد (البته آدم را عرض کردم، نظر خاصی در مورد شما ندارم !)

بدجوری دارد جای خودش را در گفتارم باز می­کند، به طوری­که کم مانده بود سوتی عظیمی دهم که با لطف خدا و قورت دادن به موقع کلمه، ماجرا ختم به خیر شد !

بسیار قوی!

 

 

09. دعای قبل از انجام کار خیر : « ده تومان پول در صندوق صدقات می­اندازم، قربة الی الفلانی »

 

 

10. از آنجایی که پارسال سریالی با اسم «او یک فرشته بود» پخش شد و همگان تحت تفسیر واقع شدند و از خود خوشحالی در کردند که آن شیطان زشت بدترکیب بدطینت به سزای اعمال کریهش رسید و آن آقا خوبه به ناگه به خود آمد و توبه کرد، و همچنین سریالی قریب به همین مضامین هم­اکنون در حال پخش است که آن آقای قد بلند از وقتی که چشم آن روح را از حدقه در آورده و توی کاسه چشم خودش فرو کرده، باغ وحش اطرافش را بهتر می­بیند (!) پیشنهاد می­کنم اسم این سریال را تغییر دهند و بگذارند : « او یک فرشته شد!»   

و بنا به اصل استقرا سالهای بعد هم به ترتیب سریالهایی با عنواین «او یک فرشته خواهد ماند !» ، « او فرشته­ای ابدی­ست» ؛ «فرشته 2 »؛ « فرشته­ای برای تمام قرون» ؛ « بازگشت فرشته !!! » و ... بسازند!

 

 

11. نیایید اینجا هی بگویید التماس دعا، التماس دعا.    اولاً از من به شما نصیّت (نصیحت+وصیت) هیچوقت التماس نکنید، این یک.   ثانیاً با توجه به اینکه من خیلی انسان باخدایی هستم و در سکنات و وجناتم روحیات معنوی کثیری بر من عارض گشته است (!!!) لذا آدمهای زیادی از مدتها قبل آمده­اند و اسمشان را در نوبت صف طولانی خواستاران دعا نوشته­اند؛ حالا ببینم ایـــــــــی وقت می­کنم برایشان یک مختصر دعایی چیزی بکنم یا نه !

این را گفتم که روی من حساب باز نکنید، (بروید بانک سر کوچه­تان حساب هوشمند باز کنید، تازه جاییزه هم می­دهند این هوا ! ) و مزاحم اوقات شریف من نشوید !!!


...



پی­نوشت :

چشم اگر این است و ابرو این و ناز و عشوه این

الوداع ای عـقل و ایمـان الفـراق ای صبـر و دیـن

 

 

نامبرده ،ا 5:45 ا. لینک  | 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....