تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


گویا این‌جور که بوش۱ می‌آید، امروز روز پدر می‌باشنگ.
به همین مناسبت تصمیم گرفتم ادای احترامی به پدرم درآورم !

مغازه‌ها و فروشگاه‌ها رنگ و بوی دیگری به خود گرفته‌اند و همگی از فرصت استفاده کرده و سعی در قالب کردن انواع جنس‌های بنجل و احیانا جوات در بسته‌بندی‌های شیک و گول‌مال کننده دارند.

از خدا پنهان نیست از شما پنهان باشد بهتر است، وارد فروشگاهی شدم که خنزر پنزر می‌فروخت (که به صورت چشمگیری با این آت و آشغال فروشی‌هایی که خرده ریز می‌فروشند حال می‌کنم). فنچ‌های جوان (!) مشغول خرید هدیه‌ برای «پدر بعد از این» ها بودند  و می‌خواستند جبران کادوهایی را کنند که دو سه هفته پیش به عنوان «مادر بعد از این» دریافت کرده‌بودند. عشق از در و دیفال مغازه آویزان بود و به طرفة‌العینی دریافتیم که عمرا اینجا جای ما باشد ! فلذا دمبمان را توی کوله‌مان گذاشتیم و خروج اختیار کردیم !
داخل فروشگاه بزرگی شدم که موسیقی غنای ایرانی (!) در فضا روح صمیمیت افکنده بود! بعد از وارسی و چشم‌چرانی از اجناس و البسه، ناگهان چشمم افتاد به آنچه نباید! گفتم همان را بیاورید که یافته‌ایم گم‌شده‌مان را. باری در الوان و سیوز ۲ مختلف در برابر دیدگانمان صف کشیدند به شدت فیلسوفانه غرق در انتخاب شدیم! از چند و چون قضیه، خاطر مبارک فرسوده نکنم که بعد از گذشت اندی۳ عزم جزم کرده و تصمیم بگرفتیم و انگشت رویش گذاشتیم که من همین را خواهم و لا غیر. لطفا چنان که زیبد و شاید در کاغذهایی امروزی (که کاغذ کادو نامندش) بپیچید و حواله‌مان کنید.

به ناگه فاکتوری بس عریض که گنجایش اعداد و ارقامی متوالی در کنار هم دارا باشد به پیشگاه منورمان حضور یافت و انگشت تحیر چنان گزیدیم که خون جاری و ساری گشت.
باری، کار از کار گذشته بود و همه نگاه‌ها به سوی بنده حقیر. (آه ای خداوند یکی طلبت !)

خم به ابرو نیاوردیم و فیها خالدون جیب‌هایمان با آسترهایی بیرون نهاده منظره جالب‌توجهی به منصه ظهور رساندند و بسی خوشحال و شعف‌ناکمان کردند.

و زان پس بود که دانستم از عهده هر کاری برمی‌آیم و حتی توان نوشتن مقالاتی در من نهفته است از جمله «عقده‌های ناشی از واپس‌گرایی اجتماعی در جوانان» ، «بروز نهیلیسم، بودائیسم و اهرام مصر در جاودانگی بشریت»، «زیربافتهای اجتماع از دیدگاه آنتوان چخوف»، «از کیبورد خود چه می‌دانیم؟»، «اشعار لالایی کودکانه با صدای خشایار اعتمادی»، «حقوق زنان بیشتر است یا کمتر»، «ریشه‌ عدم غیروابستگی درونی و ارتباط آن با نهنگ»، «کشاورز نمونه بلای جونمونه !»، «بهداشت خود را کی رعایت کنیم؟»، «تنبیه بدنی موثر»   و قس علی هذا.

القصه، این مطلب بدان جهت آوردم تا مایه عبرتی باشد برای لودویک عزیز (که خیلی لوس بارش خواهم آورد!  [.] ) که بداند در چنین روزی جوانب امر محتاطانه بسنجد و قدم در راه خطیر کوچه و بازار گذارد تا ادای احترامی در خور شأن برایم درآورد. باشد که مقبول افتد.

تتمه گفتارم رو به شما جوانان است !!! شما که چشم و چراغ ملت را درآوردید!
ای غیوران، ای آینده سازان این مرز و پشت‌بوم ! ای فرهیختگان و ای پرریختگان! ای باعثان فخر فک و فامیلتان! ای همه فن حریفان ز تو پیدا شده   خاک ضعیف از تو توانا شده! و ای دم‌بریده‌های شیطون‌بلا !!!
این‌قدر پدرهایتان ۴ را اذیت نکنید. آخر چه معنی دارد همه پیراهن‌های پدرتان را با قیچی، آستین کوتاه کنید ؟! [.]  یا این چه‌کاری‌ست که توی باک بنزین ماشین گِل پر کنید !! یا حتی صدای زنگ موبایلش را عوض کنید تا در یک جلسه مهم صدای «حالا انار انار» پخش شود !!! باور کنید اصلا خنده‌دار نیست. این کارها کرور کرور گریه دارد. شرم دارد، حیا دارد۵.  نکند دلتان می‌خواهد با کمربندهای گرزدار مورد نوازش قرار گیرید؟ می‌دانم، می‌دانم. من هم مثل خودتان. دیگر غریبه که نیستم. با جنس حرفهایتان کاملا آشنایی دارم. بعضی‌ها دلشان لک زده‌است برای یک سیلی محکم آب‌دار. بمیرم برای دلتان !

کوتاه سخن اینکه
ای عزیزان بنده.
نکنید. خوبیت نداره. آخر و عاقبت نداره داداش من. حالیته؟ لوطی باش. بامرام. بذار خون بچکه از سیبیلات !!! ()
با آبجیام هستما. خواهر من، شوما چـــــــــــی؟؟
صوبت موبتی داشتی، صاف میای سراغ حاجیت. نبینم با بر و بچس محله‌های دیگه می‌پلکی. واسه ما اُف داره. یه محله‌س و یه آق‌مشنگ !۶  خریدی،رفت و اومدی، خلاصه هر احتیاجاتی داشتی کافیه یه نیگا بندازی سر کوچه! حی و حاضر ریدیفش می‌کنیم.

یا علی
عزت زیاد !


ــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــــ
۱- منظورم پرزیدنت جرج نیست !
۲- جمع مکسر مزخرف سایز
۳- اندکی. این کلمه با آن اندی دیگر هیچ نسبتی ندارد. البته من دانم همه‌تان ختم روزگارید
۴- پدرهای بالفعل و پدرهای بالقوه
۵- اگر دو کلمه شرم و حیا هنوز در فرهنگ لغات موجود باشد.
۶- در نسخه اصل این گونه است: « یه جنگله وُ یه نامبرده !»


روزت مبارک !



ولادت مولی‌الموحدین حضرت علی (ع) بر همه دوستدارانش مبارک


نامبرده ،ا 14:20 ا. لینک  | 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....