تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- I چي چيو زيبايي سيرت و صورت و از اين حرفا ! جمع كنيد اين بساط بازي با لغات رو.

حالا اين دفه كه رفتي جلوش به تته پته افتادي، زبان شيرين مادريت به طرفه­العيني به فنا رفت، دست و پات به هم گره خورد، با كله رفتي تو ميز و براي يه سلام ساده هزار بار سرخ وسفيد شدي و صدات دو رگه شد و شر و شر عرق ريختي و غش و ضعف رفتي، ضربان رفت رو شونصد، بهت مي­گم سيرت سيخي چند!

حالا اين فلاسفه و اهل ادب اومدن فسفر سوزوندن كلمه­هاي جناس مناس رديف كردن پشت سر هم كه آدم حال كنه بگه عجب تعمق برانگيزناك !

«آه سيرت يا صورت مساله اين است؛ و چه بسا صورت زيبا كه ارزشش درهمي مسي است، دون و پليد!»

شين بيم با.

البته حالا ما كه مالي نشديم. بچه هه از اونور خيابون ما رو مي­بينه خوف برش مي­داره مي­زنه زير گريه؛ مامانش مي­گه اگه بازم بچه بدي باشي غذاتو نخوري مي­برم از نزديك ببينيش­ها !

 

همه اينا قبول. اصلا ما خودمون زشت روزگار ! خراب رفيق !! (اينو جو گير شدم گفتم. ديدم هركي هركيه !) ولي دليل نمي­شه منطق قضيه رو ببرم زير علامت سوال كه. به قولي «درسته ما ورزش نمي­كنيم اما ...»

 

اصلا مي­دوني چيه، اين تو گلوم گير كرده، بگم و خِلاص !

 

نگهش سوي دگر بود و نگاهش كردم

ديده روشن به صفاي رخ ماهش كردم

ديدمش گرم ِ سخن دوش چو در صحبت غير

غيرتم كشت ولي خوب نگاهش كردم !

 

نكن اين كارو با ما ! من گلبم ضعيفه ! اينجا بيا دووار ديبي كارت دارم !

 

 

- II خدا پدر مخترع زبان فارسي را بيامرزاد. مي­توان به راحتي به جاي چندين كلمه صعب و طاقت­فرساي «كنجكاوي بيش از حد، كنجكاوي خيلي زياد گستاخانه» واژه صريح و خوش­فرم «فضول» را به كار برد !

مطمئني دكتر خودش اجازه داده؟

بيا فعل گرفتن را بين خودمان تقسيم كنيم. تو مدركت را بگير، من حالت را !

 

 

- III به متصدي بانك مي­گويم لطفا چك­هاي مسافرتي­تان تانخورده باشد.

 

- براي عروسي مي­خواهي ؟!

 

< نه خير جانم، چك مسافرتي را كه به عنوان شاباش نمي­دهند، معمولا چك سفيد توي هوا منتشر مي­كنند كه كاملا و همه­جانبه ثابت شود كه داماد كمپلت (بلانسبت) خر شده است تا هيچ شك و شبهه­اي باقي نماند. اين حركت يك كار تكاملي است به اين صورت كه فرآيند خريت از همان روزهاي دل و قلوه­پراكني آغاز مي­شود و در آن مرحله از سير تكاملي به اوج خودش مي­رسد !

 

- بيا آقا جان. مثل اينكه سرتان به جايي خورده و يا حتي دور از جان خر شده­ايد !

 

 

 

- IV معمولا شب­ها توي حمام كنسرت اجرا مي­شود. بچه­ها ماشاالله اكثرا داراي ذوق و قريحه خوبي هستند و از آن گذشته اعتماد به نفس خوبي هم از خود به نمايش مي­گذارند !

اجراي گروهي موسيقي­هاي اصيل ايراني كه هر يك گوشه­اي از آن را تقبل مي­كنند.

 

«مرغ سحر ناله سر شد (!) داغ مرا تازه تر بود ! »

« آهاي هاااااااي حبيب من ! »

« امشب در سر شوري دارم / باز امشب من در حمامم !»

« ماي هارتز ويل گو آن ! »

« قصه از كجا شروع شد / از من و دوغ و صبونه ! »

« بگو منو كم داري بگو. بگو خودت كم داري بگو »

و قس علي هذا.

اجراي زنده برنامه به آدم شور و حال خاصي مي­بخشد. تصميم مي­گيرم حمام­تر بروم (بيشتر به حمام روم) بايد استعداد خودم را كشف كنم. من اينجا دارم حروم مي­شم. هيشكي هم به فكر من نيست.

الان اومدم. منو مي­گي؟ خيلي خب داد نزن اومدم. گفتم خيلي خب. موسيو جان مثل اينكه منو كار دارن. ولي من دارم حروم مي­شما ! استعداد هام همين­جور فرت و فرت ولو شدن رو فرش.

اومدم بابا ! چيه چرا همه جا رو روي سرت گذاشتي؟ دو ديقه نمي­توني ببيني واسه ملت سخنراني كنم؟ حسود !!

 

calm

پي­نوشت : مرور زمان بزرگترين دانشگاه است. حقايقي آشكار مي­كند، شگرف، صريح و مبسوط

 

نامبرده ،ا 0:25 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....