تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


- وقتی برای اولین بار با این هیبت می‌بیندم، جا می‌خورد و می‌گوید چرا درویش شده‌ای !
حالا می‌ذارید بیام تو یا نه؟!

مهربان، دلسوز و دوست داشتنی.
بی غل و غش، به اندازه مادر خودم محبت می‌کند.



 [mp3 - DJ barare] تا آخرش گوش وکنین. کلا عقشولانه‌هایتان را چون بادبادکی زشت و بدترکیب در هوای آزاد به پرواز درآورید و شادی و شیون کنید پای بر سر ملت بکوبید که بزرگی۱ می‌فرماید : « یه شب مرحوم پدر گفتند شادی از هارمونی هم بهتره ! »



- لگد۲ انواع مختلفی دارد :
الف- لگد به تخت : وقتی هیجانات به صورت کابوسی در زمان خفتن بر جان و روح آدم مستولی می‌شود تصمیم به پراکندن جفتک و گاه زدن لگد به قسمتهای مختلف تخت و احیانا افراد بیچاره‌ای که تا شعاع چندین متری وی قرار دارند می‌نماید.

ب- لگد به بخت : معمولا زمان مشخصی ندارد و هر از گاه بی‌خود و بی‌جهت، عرض اندامی می‌کند که یعنی مام هستیم دااااش. از من به شما نصیّت۳ این نوع لگد را به خوبی فرا بگیرید تا در مواقع لزوم چنان هنری از خود به نمایش بگذارید که بخت خودتان که سهل است، بخت هفت نسل قبل و بعد را در ریشه به روی ویبره رهنمون شوید !

ج- لگد به رخت : اگر در این خیال باطل به سر می‌برید که برای حفظ قافیه کلمه رخت آورده شده است، با تقریب قابل قبولی درست فکر کرده‌اید ! اما !
اما دارد جانم. لگد به رخت معمولا برای افراد متاهل و بالاخص ذکور رخ می‌دهد و موعد آن صبح‌ها هنگام رفتن سر کار است. به این گونه که لگد محکمی به سوی رخت‌ها حواله می‌شود و شیهه‌ای نیز به تعاقب آن کشیده می‌شود که تا هفت تا همسایه اون‌وری و این‌وری از خواب شیرین بسان برق‌گرفتگان از روی تخت عزم به سقف کنند. در این مواقع تنها صدایی که شنیده می‌شود صدای مرد رومانتیک خانه است که چنین می‌غرد (!) « هنوز که لباسام کثیفه و اتو نشده ! » و رخت‌ها با لگدی که نوش جان کرده‌اند از در یخچال و لبه مبل و نوک دماغ سایرین آویزان می‌شود و منظره‌ جالب توجه و فلسفی‌ای ایجاد می‌شود!



- «دست بالای دست بسیار است» کنایه از «باغیات و سالهات» است.
مثلا وقتی می‌گویند « فلانی مثل دست بالای دست بسیار است، راه می‌رود» به این معنی است که «ترافیک سنگینی پیش رو خواهیم داشت» !


- این SO17 1BJ یعنی چی؟



- پلیس ضد شورش هم شورش را در آورده است. همه راهها بسته است و پیاده و ویلان۴ ساعت ده شب می‌رسم به چهار دیواری.
تنها ذوق‌زدگی‌ام این است که وقتی با همان لباسهایی که شانزده ساعت است به تن دارم مثل میّت ولو می‌شوم روی بالش، دو نفری می‌افتند به جانم و حسابی ماساژ و مشت و مال می‌دهند.
از خجالت در پوست خودم نگنجیدم. بهشان گفتم جبران می‌کنم، سوخت و سوز داره اما دیر و زود نداره!۵

- آدم را جان به سر می‌کنند تا روزی یک میلیون تومان درآورد. اصلا نخواستم !  ایشششششش


- تقدیم به همه علم دوستان : [من الاغی دیدم یونجه را می فهمید! ]



کلمه و ترکیبات کهنه :

۱- از همان بزرگ نقل است که شبی در خواب آن بانوی نازنین هلن کلر را دید و بی‌درنگ گفت: «ای من به قربون قد و بالات فدات شم (!)، سوالی برایم پیش آمده است که پاسخش تنها در دهان چون غنچه تو باشد. آیا این صحیح است که خوشگلا باید حرکات موزون از خودشون در کنند؟»
و آن نازنین بانو ملیحانه قهقه‌ای سر داد و گفت :«آری چنان باشد و جز آن نباشد چرا که بی‌رحمان  ایادی مزدور غرب و شرق حتی به گیتار شماعی‌زاده هم رحم نکردند و آنرا هم با خود بردند! وا مصیبتا !»

۲- گاه برای نمایان کردن میزان اهمیت و عمق فاجعه از واژه بیگانه و نامحرم «لقد» هم استفاده می‌شود.

۳- نصیّت = نصیحت + وصیت

۴- نسبت خاصی با لیلون ندارد.

۵- ضرب المثل‌های کهن فارسی را با اشتیاق وصف‌ناپذیری یاد می‌گیرم و آنها را به کار می‌برم تا دستخوش فراموشی نشوند. باشد که مقبول طبع مردم صاحب نظر شود !



پی‌نوشت : همیشه کارهای سخت کارهای درستی نیستند.

نامبرده ،ا 14:15 ا. لینک  | 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....