XOR
آدمها همیشه مشغول انجام یکی از این دو کار هستند، یا با چنگال خورش قرمه سبزی میخورند یا انگشتشان را توی دماغشان میکنند !
انگار که آدمهایی که از خیابان رد میشوند امتیاز داشته باشند ها، ویراژ میدهد و دونه دونه دنبالشان میکند. موتوری ها امتیازشان کمتر است. باید هی امتیاز بگیرد تا جانش تمام نشود که بسوزد !
محکم کوبوندم رو کاپوت ماشینش. سرشو آورد بیرون.
- چیه آقا؟
> هیچی، اینجا خط عابر پیادهس و باید واستی من رد شم.
- تا کی وایسم؟
> تا وقتی که من سلانه سلانه، همچین عشقی برم برسم آخرش !
تشدید کلمه سلانه رو غلیظ گفتم. همه یه لحظه ایستادن. همه اونایی که مثل مور و ملخ داشتن رد میشدن. انگار کارای مهمی داشته باشن و عجله کنن !
طوری نگاهش کردم که خودش فهمید اگه از ماشین پیاده شه، با یه دستم میگیرمش و بلند میکنم و پنج متر پرتش میکنم.
حرف تو دهنش خشک شد. واستاد تا من سلانه سلانه قدم برداشتم.
با همه فرکانسهایتان کار دارم. باید همهشان تحریک شوند وگرنه میمانند زنگ میزنند. یک تابع پیوسته و صد البته پوشا !
تو اینتجر باش، شاید بتوان curve fit کرد !
سلام خواهشـت* میکنم.
سریمساخ- دیرناخ- جوامع بشری- اینچ بر سانتیمتر
*- حرف ش با سکون ادا شود. در لهجه خاصی این کلمه را این گونه گویند.


