تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


۱-  ماشا الله توی خیابان همه می‌خواهند تمام لباسهای نویی که پوشیده و نپوشیده‌اند (!) را به مردم نشان دهند ! حالا من با نصف جماعت کاری ندارم. روی صحبتم با آن یکی نصفش است !
لا اله الا لله


یاد آن حرف باحال الهی قمشه‌ای (الهی قمیشی !) افتادم:
یکی توی ماشین نشسته بود و همین‌طور چشم چرانی می‌کرد بعدش هی لبش را گاز می‌گرفت و می‌گفت لا اله الا لله !  یکهو راننده برگشت بهش گفت : آقا دو تا لا اله الا لله هم اونجا واستادند ! 

یادش به خیر، الهی قمشه‌ای. خیلی وقته نرفتم پای صحبتاش   

« یه روز مرحوم پدر به من گفتن حسین تو اون بانوی نازنین امیلی برونته رو می شناسی؟ همونی که همه جاش باهم هارمونی داره ! منم گفتم بله که می‌شناسم. شکسپیر هم درباره‌ش گفته She is good !
 
بنابراین من ختم کنم به این شعر
دانی که چیست دولت؟ دیدار یار دیدن .
.. »

(هر موقع می‌گه « من ختم کنم به این شعر » می‌فهمم زیاد دیر نرسیدم، هنوز یه چهل دیقه دیگه حرف داره !)

خلاصه اینکه خفه کردید خودتونو با این زلم زیمبوهاتون !



۲- ببینم مگر شما این سیب‌زمینی های موکت شده را با پوست نمی‌خورید ؟؟؟ نکند می‌خواهید بگویید نمک هم رویش نمی‌پاشید؟
آخیش خیالم راحت شد. کم کم داشتم به خودم شک می‌کردم !
یه مدت تهران نبودم چقدر عوض شده اند ! اگه هیمن‌جوری پیش بره، فکر کنم دو روز بگذره مردم به جای شلوارک، شلوار بپوشند بیایند بیرون ! و از روی خط‌کشی عابر پیاده رد شوند !!
جل الخارج



۳- آی حالی می‌ده، آی حال می‌ده ها. شما که نمی‌دونین چی می‌گم دلتون بسوزه. بعد عمری پاشی بیای خونه. آی نازتو بکشن. آی لوست کنن ! هی یکی بگه آروم صحبت کنین بچه‌م* خوابه. قند عسلم الان داره استراحت می‌کنه.  عزیزم برای عصرونه ساعت پنج و چهل و سه دقیقه چی دوست داری بخوری** ؟
------------------
* - بچه کنایه از خرس گنده می‌باشد ! گاهی دیده شده از این عبارات هم به عنوان جایگزین استفاده می‌گردد : لندهور، اوهوی، طفل (!)، ...   ( <-- وزارت ارشاد وبلاگ نویسان اعمال نفوذ - شما بخوانید سانسور- کرده است)

**- نوع خاصی از فعل "کوفت کنی" یا "زهرمار کنی" می‌باشد. نفس موضوع واحد است !



۴- باید بهش زنگ بزنم بگویم چرا گوشی تلفن را برنمی‌داری! مگر مردم علاف تو هستند؟



۵-
- خب به سلامتی امسال مشرف می‌شین. ( پرویز مشرف می‌شین ! ) . ببینم مدینه قبل هستین یا مکه بعد؟
> خواهش می‌کنم. شما لطف دارین. راستش . مممممم. .............  ( بیست ثانیه با خودش کلنجار رفت و آخرش با یه حالتی که می‌خواد هرچی دم دستشه بکوبه تو سرم)  چی داری می‌گیـیـیـیـیـیـی ؟ می‌شه عین آدم حرف بزنی؟
- وا ! چته تو؟ خب بگو نمی‌خوام بگم. این ادا اطوارا چیه از خودت در میاری !



۶- ریفیق بامرام داشته باشی همینه دیگه. یه کارت از اونور آب (البته خیس نشده بود) و یه سری چیز میزای باحال به اضافه یه عکس از دو تا خوشتیپ مکش مرگ من !
اصرار نکنید. نه باور کنین را نداره. ای بابا ول کنید دیگه. نمی‌تونم عکس رو بذارم اینجا. فردا همه‌تون غش می‌کنین، ضعف و تب و بند و بساط. خوب نیست اول سالی. شگون ( وشگون ! ) نداره.
بعدش سر به کوه و خیابون می‌ذارین و تارک دنیا می‌شین و یه عمری ریاضت می‌کشین.
واسه خودتون می‌گم ! دنبال دردسر نباشین. زندگی عادی خودتونو بکنید. ما دیدیم این چیزا رو. از منی که دو تا جوراب بیشتر از شما سوراخ کردم آویزون گوشتون کنید.

اصلا تام کروز دیدین؟ ممّدشون !  



۷- همّه جا رو رفتم دیدم. خداییش هیچ جا تهران نمی‌شه. افه نذارینا که دود و دم و این حرفا. کلا سر جمع فله‌ای همه شهرای دیگه روهم اندازه یک کوچه اینجا نیست.
چیه حرفیه؟  نه جون من خجالت نکش.

عید هم که دیگه نور علی نور. خیابونا تقریبا خلوت. هوای خنک بهاری. تعطیلی. آجیل ! سیب، شوکولات ! عیدیـیـیـیـیـی


۸- لذت‌بخش‌ترین کار هم اینه که پاچه‌ها رو بدی بالا. یه سطل و چند تا پارچۀ کهنه برداری. بری بیفتی به جون ماشین کنار خیابون پت و پهن با درختای سر به فلک کشیدۀ تنه سفید و یه جوب بزرگ پرآب. حالا نساب کی بساب. صدای رادیو پیام رو هم بلند کنی که از بیرون هم بشنوی.
آب سرد و باد هم دست به دست می‌دن تا دستات سِر بشن. بی حس!
اما
عجب برقی می‌زنه. همچینی که آدم می‌خواد ماچش کنه.

/نکته : هر چیزی که برق می‌زند ماچ نکنید. دلتون می‌خواد یکی کله قشنگ شما رو ماچ کنه؟/



۹ - نزدیکیهای کلبه‌ام در بهار
[1] , [2] , [3] , [4] , [5]




پی‌نوشت :
آه این روشنی سپیده دم است

بهاریه:
سال خرم فال نیکو مال وافر حال خوش / اصل ثابت نسل باقی تخت عالی بخت رام

نامبرده ،ا 13:45 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....