تبليغاتX
کلبه دنج  

کلبه دنج

بی مخاطبی‌هايم


بوی باغچه، بوی حوض
بوی آش نذری
بوی گرمای کرسی
بوی قلک سفالی
چرخ و فلک‌های تو خیابون
یه بستنی قیفی
بوی غروب جمعه لب دریا
بوی دار قالی تو خونه کاه گلی

هر چی آرزوی خوبه مال تو
هر چی خاطره داری مال من
این شبای بی قراری مال من

صدای حول حالنای پدرم را می‌پرستم وقتی با آن چشمان زیبا و آرامش تا عمق وجود آدم رخنه می‌کند.
مهربان پدرم، به شرافتم سوگند دوست دارم روزی مثل تو شوم.
دیدی چه راحت عهدم زیر پا گذاشتم و سوگند خوردم. عهد که سهل است تو جانم بخواه.
مبادا روزی اینها را بخوانی و دلت بگیرد. اما اشکالی ندارد اگر کمی هم دیر شده باشد فاتحه‌ای برایم بخوان. به یاد آن حمد شفایی که در پنج سالگی برای درد دندانم خواندی و شفایش به دقیقه‌ای نکشید و هنوز یادم مانده است.
این بار درد دندان نیست، اما تو حمدی بخوان بلکه این شوریده شفایی یابد.

ای دل غمدیده حالت به شود دل بد مکن
وین سر شوریده باز آید به سامان غم مخور


پی‌نوشت:
جایت امشب در تماشا ای پدر خالی
کـودکـی ها باز روی صـحـنه می‌آیـنـد

نامبرده ،ا 0:15 ا. لینک 

Hit Counters
lexmark printer ink cartridge
.... اگر احساس می گنجید در شعر       به جز خاکستر از دفتر نمی ماند ....