eye-queue
+/+ ولم کنین، ژوبودیـیـیـیــی، جینگولی، فسگلی ، من باید اینو قورت بدم ! گاز بگیرم ! خدا بگم چی کارت کنه
چرا با عواطف من بازی میکنی از اینا میفرستی؟؟؟؟
اِ توپ دالَم لنگاوالنگــــه ! ![]()
+/+ بنده کلا با هر مخالفتی موافقم و با هر موافقتی به شدت مخالفم. اقتضای طبیعتم اینه. کاریشم نمی شه کرد !
+/+ فقط به علت تقسیم عادلانه شادی هایم خدمتتان عارضم که اونی که فک میکردم «آخ جون گند زدم !» به نحو نامحسوسی نمره اول کلاس شدم !
اما اینی که امروز دادیم رفت پی کارش و ده روز خواب و خوراک ازمون گرفته بود، همچین ارائه کردیم که رقیب سرسخت دکتر (که از حسادت میخواد سر به تنش نباشه!) به وجد اومد و علیرغم تلاش وافرش نتونست جلو خودشو بگیره.
یکی از بچه ها میگفت «تو چرا موقع ارائه اینقدر صمیمی شده بودی ؟ از همه تکه کلامهات استفاده کردی ! »
/نکته خارج از دستور : شیکمهای مبارکتان را صابون مالی نکنید
هیچ خبری نیست./
+/+ آقا یک سوتیای دادیم اساس. الانم که فکرشو میکنم لپام گل میندازه. بعد هرگز اومدم گوشیمو گذاشتم رو منشی. به خیال اینکه همون خانوم منشی میاد پرت و پلا بلغور میکنه که شماره تونو بذارین و از این حرفا. حالا عدل زد و نیم ساعت بعدش استاد محترم تماس فرمودن هی الو الو میکنه ! « آقای علی ! بله چی؟! » بوق بوق بوق
تو دلم میگم خدایا این چرا قاط زده بود! یهو دو دستی کوبوندم تو کلهم (معمولا صدای طبل تو خالی میده !) فهمیدم چه گندی زدم. رو منشی تلفن چند وقت پیش صدای خودمو ضبط کرده بودم با این عبارت « لطفا بعد از شنیدن صدای من بوق بزنید !»
حالا از شانس من به روال هر روز هیچ خل دیوانه زنجیری زنگ نمیزنه، یه راست باید جلو استاد آب بشم برم تو کویر !
/ نکته داخل دستور : اصلا به روی خودم نیاوردم، حتی ازشان سوال نکردم که چرا مطابق دستورالعمل رفتار نکرده است !
camel see not see /
+/+ آه ای نازنینم هر روز بندهای کفشم را به یاد سگرمه های همیشه گره خوردهات گره میزنم !
+/+ رفتم عکس بگیرم. پرسیدم چقدر میشه. گفت شیشتا عکس اولی که در میآریم سه هزار تومن، شیش تای بعدی دو هزار تومن. گفتم لطفا شیش تای دومو برام در بیارین !
چپ چپ نیگام میکنه ! منم یه نگاه سفیه اندر عاقل بهش انداختم حساب کار دستش بیاد.
+/+
- اگه یه روز بمیری چی کار میکنی؟!
> ۱۵ دقیقه آبپزش کن.
+/+ هرکس یه استعدادی داره ، بعضیام استعداد چاقی دارن !
- ببخشین شما رژیم میگیرین؟
> تقریبا. با این حقوق بخور و بمیری که داریم سعی میکنیم همیشه بدنمونو رو فرم نگه داریم !
+/+ جناب میم (آشنا به اصول آرماتف) این بار کامنتهای [post] را بخوان.
پینوشت : راهرو گر صد هنر دارد توکل بایدش
پیتر نوشت: ناگهان پرده در انداختهای یعنی چه؟
پینوشتتر : آنقدر روبروی عمارتت نشستم تا سهم بوی ایوان باران خوردهات مرا هم مست کرد.

