شنبه 13 اسفند1384
Dance as nobody's watching
من در مجموع چهل و هفت بار زن گرفته ام که از نه تایشان بچه دار نشدم. چهار بارش مشکل از خودم بود، چهار بار مشکل از آنها. یک بارش هم به توافق رسیدیم که یک بچه از پرورشگاه بیاوریم که تا آخر عمر بزرگش کردیم.
تو میمیری و من باز هم یادم میرود که تو را دفن کنم.
دوباره فراموش کردی reset کنی. بار اولت هم نیست خدایا. عادت کردهای.
سرفههای خشکم در هوای مرطوب محو شدهاند.
برزخ : جایی که انسانها قبل از جهنم به آنجا میروند.
پینوشت : پرنده کوچک خوشبختی - خانواده دکتر ارنست


