عنوان : سلام
- یکسال تموم سرما نمیخوری، شیش متر برف میاد، بارون و سوز و کولاک و انواع اقسام بلاهای طبیعی و زمینی و زیرزمینی و سونامی و خشک کردن موها با پنکه (!) و ... هیچیت نمیشه، همین که دم عید میشه همینجور الکی الکی بیخود و بیجهت تب و چرک گلو شروع میشه، صدا میشه سمباده هفت !
تا دهن باز میکنی حرف بزنی، یهو همه برمیگردن نیگات میکنن که این گودزیلا کیه با این صداش ! طنابهای صوتیام شدهاند اندازه لوله پلیکا ! سهمیه سالانهس دیگه. کوپونش ته سال اعلام میشه.
هیشکی هم نیس یه سوپی، آشی، مایعاتی، زهرماری بده ! غریب ! علی تنها، علی خسته ! علی آغلادی گِدّی یاتّی !!
لطفا در منوی Options روی مربع احساس ترحم کلیک کرده و آنرا فعال کنید. همچنین از منوی کشویی حالت « برو جلو بوق بزن» را انتخاب کنید و Apply to all readers را فشار دهید. در این هنگام کادری باز میشود که از شما میپرسد ? Are you sure شما لازم نیست کاری بکنید. فقط زبانی بگویید « به تو چه!» بقیهاش حل است (کامپیوتر خودش میفهمد با چه اعجوبهای طرف است و بقیه کارها را اتومات خودش انجام میدهد ! )
- موهامو کوتاه کردم
اگه بخندین دعا میکنم موهاتون یکی در میون بشه !
- در عجبم که استودیو های ضبط صدا را چرا در حمام ها نمیسازند !
کف کردم !
- سلام گوسفند جان
> بع بع
- چه خبرا ؟
> بع ، بع !
- نه ببببابا
، راست میگی؟ حالا من چه خاکی تو سرم کنم؟ به نظرت چی کار کنم؟
> بع بع
- بع بع
!
- کارهایم کاملا روی نظم افتاده است. هر شب دندانهایم را مسواک میزنم. هر وقت هم دلم بخواهد نمیزنم !
- بیتو مهتاب شبی باز از آن کوچه گذشتم
فکر نکن یاد تو بودم کار نداشتم ول میگشتم !
پی نوشت : ما برای پرسیدن نام گلی ناآشنا چه سفرها کردهایم
.................ما برای آنکه ایران خانه خوبان شود رنج دوران بردهایم


